آینه ادب

آموزش زبان و ادبیات فارسی

آموزش زبان و ادبیات فارسی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۲۸ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۲۲
روح اله دمیرچی

خوش آمدید، به روی دو دیده پای شما      حریم دیدۀ دل، روشن از صفای شما

اگـــــــر چه کلبه محقّر نماید و ناچیز       بُود به کاخِ دلِ اهلِ ذوق جای شما

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۵۰
روح اله دمیرچی

شمارش تعداد جمله ها در زبان فارسی

1- فعل های حاضر در متن را می شماریم.

2- فعل های غایب (حذف شده ) را می شماریم.

3-شبه جمله تمام جمله ها به عنوان یک جمله حساب می شوند.

فرمول شمارش تعداد جمله در متن= تعداد فعل های ذکر شده + تعداد فعل های حذف شده + شبه جمله ها
مثال : ای مردم ! بدانید ملتی که تلاش کند و پشتکار داشته باشد هم به برخورداری می رسد، هم به موفقیت .
ای مردم (شبه جمله) + بدانید+ تلاش کند+ داشته باشد +می رسد +می رسد (که حذف شده )
شبه جمله + فعل + فعل + فعل + فعل +(فعل حذف شده)
گاهی در جمله عبارتی شبیه به فعل می آید که هرگز فعل نیست .مانند مصدر ها ،بنابراین، این گروه هرگز در شمارش، جمله محسوب نمی شوند.
مثال : هنگام رفت و آمد  از خیابان احتیاط کن . ( یک جمله، مصدر رفتن و آمدن یک کلمه مرکب است در معنی تردد)
کار کردن وتلاش کردن رمز موفقیت است . ( یک جمله )
نکته :گاهی فعل ها به صورت مخفف می آیند که در شمارش جمله ها محسوب می شوند.
مثال : شما خوبید؟ (خوب هستید؟)

من آن نی ام که تو را رها کنم .(من آن کسی نیستم که تو را رها کنم )

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۰۰ ، ۱۵:۲۶
روح اله دمیرچی


تشبیهی است که در آن " مشبه " و "مشبه به"

به هم اضافه شده باشند و در این صورت ادات تشبیه و وجه شبه ، محذوف است . به این گونه تشبیه در علم بیان ، تشبیه بلیغ می گویند .

اضافه ی تشبیهی، یک ترکیب اضافی( مضاف + نقش نمای اضافه + مضاف الیه ) است که در آن بین مضاف و مضاف الیه رابطه ی شباهت و همانندی وجود دارد.

مثال :

چراغ دانش: دانش مانند چراغ روشنگر است.

دانش: مشبه

چراغ: مشبه به

مانند:ادات تشبیه

روشنگر: وجه شبه 

در این تشبیه ادات و وجه شبه حذف شده

می ماند مشبه و مشبه به که آنها را به هم اضافه می کنند که یک ترکیب اضافی درست میشه

به این نوع اضافه، اضافه تشبیهی می گویند

🔹معمولا مشبه، به مشبه به اضافه میشود مانند: چشمه معرفت

گاهی مشبه به، به مشبه اضافه میشود مانند: لب لعل 


مثالهای دیگر


قد سرو : قد مانند سرو ، بلند است.

لعل لب  : لب مانند لعل ، سرخ است .


هست " طومار دل " من  به درازای ابد

برنوشته ز سرش تا سوی پایان : " تو مرو "

مولانا


طومار دل : اسم + نقش نمای اضافه + اسم

بنابراین ترکیب اضافی داریم. 

دل : مشبه   

طومار : مشبه به

دل همچون طومار است ، بنابراین اضافه ی تشبیهی داریم.


"درخت دوستی" بنشان که کام دل به بار آرد 

"نهال دشمنی" برکن که رنج بی شمار آرد

حافظ


درخت دوستی : ترکیب اضافی 

دوستی : مشبه  ، درخت : مشبه به

درخت دوستی : اضافه ی تشبیهی 

نهال دشمنی : ترکیب اضافی 

دشمنی : مشبه  ، نهال : مشبه به

نهال دشمنی : اضافه ی تشبیهی

۷۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۷ ، ۰۸:۰۶
روح اله دمیرچی

آموزش تصویرخوانی/ تصویرنویسی و نگارش آن


جشنوارۀ نوجوان خوارزمی در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی در سه بخش به شرح زیر برگزار می شود.



 بخش نخست: تصویرخوانی (بین ۷-۱۳سطر)


 ۱) ابتدا دانش آموز عنوانی کوتاه، مناسب و زیبا برای تصویر انتخاب می کند.


 ۲) توجه به جزئیات:  در این مرحله دانش آموز هر آنچه را که از بیرون (ظاهر) تصویر مشاهده می کند و هر آنچه را که از درون تصویر (پس زمینۀ تصویر) می بیند و تخیل می کند، در قالب یک یا دو بند به صورت انشایی و کاملاً آزاد و خلاقانه و با توجه به ارتباط عناصر و پیکرۀ تصویر و بدون توجه به ساختار کتاب (مقدمه، بدنه و نتیجه) می نویسد. (بین ۵- ۸ سطر)

۳) پیام تصویر: در این مرحله دانش آموز، پیام و یا پیام هایی که از تصویر برداشت می کند در یک بند ( بین ۲- ۴ سطر ) می نویسد.


بخش دوم: نگارش (مجموع بین ۱۵- ۲۰ سطر)


 ۱) ابتدا دانش آموز از تصویر ارائه شده، یک «موضوع کلی» انتخاب می کند.


۲) دانش آموز برای موضوع انتخابی خود، به روش بارش مغزی، با توجه به تصویر ( برونه و درونۀ تصویر) معناسازی  و خوشه سازی می کند.


 ۳) نوشتن بند مقدمه: دانش آموز - آن چه که قرار است در بند تنه بنویسد-  یعنی بخشی از خوشه سازی ها و معناسازی ها را در بند مقدمه، معرفی کلی می کند. در واقع دانش آموز، در این بخش، مقدمۀ متن خود را می نویسد. به بیان دیگر نویسنده، بخش مقدمه را به معرفی موضوع و بیان ایدۀ اصلی خود از موضوع اختصاص می دهد. می توان گفت نویسنده  در بند مقدمه طرز تفکر و برداشت خود را از موضوع می نویسد.( بین ۲- ۵ سطر)


 ۴) نوشتن بند تنه/بدنه: بند تنه بخش اصلی نوشته است. دراین بخش نیازی نیست که دانش آموز هر آنچه در تصویر می بیند،  تمام اجزا را را بنویسد. زیرا مشاهدات خود را از تمام اجزا و عناصر در بخش تصویرخوانی (توجه به جزئیات) نوشته است. 

آنچه ارزش دارد، این است که دانش آموز، آن سه یا چهار مورد را که از تصویر، معناسازی کلی انجام داده است و در واقع بخش یا بخش هایی ازتصویر، ریز موضوع نوشته اش  در بند های تنه  قرار گرفته است؛ در بند بدنه به صورت جملۀ موضوع  می نویسد و جملات موضوع را را با شرح، تفسیر، توضیح، دلیل و تأیید و... تقویت ،پشتیبانی و حمایت می کند. 


   در واقع هریک از معناسازی کلی ، موضوع نوشتۀ فرد در بخش تنه  خواهد بود. به طور مثال اگر دانش آموزی  یک موضوع کلی انتخابی از تصویر را، چهار واژه خوشه سازی و معناسازی کرده باشد، هریک از آن واژه ها؛ موضوع یک بند در بخش بدنه خواهد بود. (بین ۹- ۱۳سطر)


 ۵) بند نتیجه: آخرین بخش نوشتۀ دانش آموز، بند نتیجه است. در این مرحله دانش آموز می بایست از نوشته اش جمع بندی تأثیرگذار و تفکر برانگیز داشته باشد. متن تولیدی فرد در پایان می بایست فرجام خوش، تفکر برانگیز و تأثیرگذار داشته باشد.(۲- ۴ سطر)


 بخش سوم: خوانش است. دانش آموز فقط بخش نگارش را با خوانش خوب و با توجه به نوع متن، با آهنگ و لحن مناسب می خواند و نیازی نیست که بخش اول نوشته (تصویرنویسی = انتخاب عنوان، توجه به جزئیات پیام ) را بخواند.


بر گرفته از کانال تلگرامی adabiyate8@

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ آذر ۹۷ ، ۱۷:۲۵
روح اله دمیرچی

 

همانگونه که در سال های قبل خواندیم یکی از انواع جمله از نظر پیام و محتوا جمله پرسشی است امّا گاهی هدف از پرسش آگاهی از موضوعی که در مورد آن اطلاعی نداریم نیست، بلکه هدف رد و انکار یا تأیید و قبول یک امر می باشد.

به زبان دیگر اینکه خود سؤال کننده جواب را می داند فقط می خواهد در قالب پرسش، موضوعی را رد یا تأیید کند و بر تأثیر سخن بیفزاید.

بر همین اساس می توان پرسش را علاوه بر پرسش عادی به دو دسته دیگر تقسیم کرد:

✔الف-پرسش انکاری(استفهام انکاری)

✔ب-پرسش تأکیدی(استفهام تأکیدی)

 

✏الف- پرسش انکاری: در این نوع پرسش همان طور که در بالا نیز گفته شد، هدف از پرسش رد و انکار یک امر است.

مثال:

در گفتارهای عامیانه: مگه کوری؟ مگه کری؟ یعنی کور و کر نیستی.

چه کسی گفته که بدون زحمت می توان موفّق شد؟(کسی نگفته) یا (نمی توان موفقّ شد)

چه کسی می تواند از عهده شکر نعمت های خدا برآید؟ (هیچ کس نمی تواند)

 

📌نکته: اکثر پرسش های انکاری با فعل مثبت می آیند ولی مفهوم انکار دارند. اگر در مثال های بالا دقّت کنید خواهید دید که فعل جمله ها مثبت است ولی جواب با فعل منفی است.

چند مثال دیگر:

       ای نام تو بهترین سرآغاز           بی نام تو نامه کی کنم باز؟ (باز نمی کنم)

 

که تواند که دهد میوه الوان از چوب؟     یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار؟ (در هر دو مصراع منظور اینست که کسی این کار را نمی تواند بکند.)

 

✏ب-پرسش تاکیدی: در این نوع جمله، هدف، تأیید و قبول یک امر می باشد.

مثال:مگه نگفتم درستون رو بخونید؟(حتماً گفتم)

خیال می کنی من منظور تو را نفهمیدم؟ (حتماً فهمیدم)

آیا پایان همه مرگ نیست ؟ (یعنی حتماً پایان همه مرگ است)

سعدیا با تو نگفتم که مرو از پی دل؟ 

نروم باز گر این بار که رفتم جستم

(در مصرع اول سعدی به خود میگوید که قطعا به تو گفتم که نرو از پی دل)

 

📌نکته: اکثر پرسش های تأکیدی با فعل منفی می آیند ولی جواب آن ها بلی و حتماً و از این دست جواب هاست.اگر در مثال های بالا توجّه نمایید خواهید دید که فعل همه مثالها منفی است.

 

📋تمرین

در عبارات و ابیات زیر نوع پرسش ها را مشخّص کنید.

۱-آیا دانایی دشمن انسان هاست؟

۲-تو نمی دانی مگر رسم ادب؟

۳-آیا دانایی دشمن جهل نیست؟

۴-آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع؟

۵-صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم؟

۶-نومید کی توان بود از لطف لایزالی؟

۷-کی رفته ای ز دل که تمنا کنم تو را؟         کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را؟

۸- ساقی سیم ساق من گر همه درد می دهد        کیست که تن چو جامِ می جمله دهن نمی کند؟(حافظ)

۹- پیاده ندیدی که جنگ آورد؟           سر سرکشان زیر سنگ آورد(شاهنامه)

✔ برای پاسخ به تمرینات می توانید به فعل جمله نگاه کنید. اگر فعل مثبت بود، پرسش انکاریه. اگر فعل منفی بود، پرسش تاکیدیه.

با این حال بنا به درخواست دوستان پاسخها رو می نویسم:

۱- دانایی دشمن انسانها نیست. (انکاری)

۲- تو قطعا رسم ادب را می دانی. (تاکیدی)

۳- قطعا دانایی دشمن جهل است.(تاکیدی)

۴- نمی توانم بنشانم.(انکاری)

۵- باید صبر کنم. (تأکیدی)

۶- نومید نتوان بود.(انکاری)

۷- هرگز از دل نرفته ای - نهفته نبوده ای (انکاری)

۸- کیست؟: کسی نیست. (انکاری)

۹- قطعا دیده ای که ...(تاکیدی)

 

۶۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۷ ، ۰۰:۳۲
روح اله دمیرچی

واژه شناسی


معنی فرزند چیست ؟


در زبان پهلوى فرزند از ترکیب دو واژه (فـر) به معنای شکوه و (زنـد) به معنای زندگی تشکیل شده است...


مواظب شکوه زندگیتان باشید.


برگرفته از کانالadabiyate8@

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۷ ، ۱۷:۱۵
روح اله دمیرچی

واژه آژیر

آژیر یک واژه‌ی فارسی‌ست به معنای آگاه و باخبر:

برِ زادْفرخ، یکی پیر بود

که در کارها، سخت، آژیر بود

«فردوسی»


یعنی: کنار زادفرخ یک پیر خردمند بود که در کارها و امورات، بسیار آگاه بود.


برگرفته از کانال adabiyate8@

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۷ ، ۱۷:۰۹
روح اله دمیرچی

کنایه
کنایه در لغت به معنای پوشیده سخن گفتن است و در اصطلاح سخنی است که دارای دو معنی دور و نزدیک است . که معنی نزدیک آن مورد نظر گوینده نیست اما گوینده جمله را چنان ترکیب می کند و به کار می برد که ذهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دور منتقل می شود.
مانند:  یکی را پی نخود سیاه فرستادن 
معنی نزدیک: کسی را برای خریدن یا پیدا کردن نخود سیاه به جایی بفرستیم
معنی دور: به بهانه ای کسی را از میدان خارج کنیم .
مثال دیگر: در خانه فلانی باز است. کنایه از مهمان نواز بودن
            خاکستر خانه فلانی زیاد است. کنایه از پخت و پز زیاد کردن و مهمان زیاد داشتن است.
پیدا کردن کنایه در متن راه خاصی ندارد و شما باید کنایه ها را قبلا جایی شنیده یا خوانده باشید در کل کنایه ها آموختنی هستند.
تفاوت کنایه و ضرب المثل:
گاهی تشخیص کنایه از ضرب المثل دشوار است و این دو مرز مشخصی ندارند.
چون ضرب المثلها نیز مانند کنایه دارای معنی دور و نزدیک هستند اما باتوجه به نکات زیر میتوان آنها را از هم تشخیص داد.
۱- کاربرد معنای دور و نزدیک: در کنایه به هیچ عنوان معنی نزدیک مراد نیست و حال آن که در ضرب‌المثل معنی نزدیک هم در نظر گرفته می‌شود.
مانند: آب در هاون کوفتن؛ به هیچ عنوان معنی نزدیک مراد نیست و حال آن‌که: قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود: می‌توان معنی نزدیک را در نظر گرفت.
۲- کنایه نیاز به معنی دارد اما ضرب‌المثل نیازی به معنی ندارد. به عنوان مثال در هیچ فرهنگ لغتی ضرب‌المثل‌ها معنی نمی‌شوند اما کنایه‌ها معنی می‌شوند. مثال: در پوستین خلق افتادن: غیبت کردن. (کنایه)
۳- کنایه معمولاً به شکل عبارت مصدری است و ضرب‌المثل تک جمله یا تک مصرع یا یک بیت کامل است.
 کنایه اغلب شکل مصدری دارد یعنی قابل تبدیل شدن به جمله است. مثال «موی دماغ کسی شدن» می توان گفت: موی دماغ من شده است.
به عبارتی کنایات، افعال گروهی هستند که در جایگاه گزاره ی جمله قرار می گیرند و نهاد می خواهند. مثال: «پا در کفش دیگران کردن» که در جمله ی کامل به همراه نهاد می آید: تو همیشه پا در کفش دیگران میکنی.
در حالی که اغلب ضرب المثل ها خود جمله ی کامل هستند.
مثال: مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد.
از این ستون به اون ستون فرج است.
در نومیدی بسی امید است     پایان شب سیه سپید است
نکته‌ی مهم: در هر ضرب‌المثلی یک معنای کنایی نهفته است مثلاً «از ماست که بر ماست»: به کنایه به ما می‌گوید که هر چه بر سرمان می‌آید عاملش خودمان هستیم و نباید کس دیگری را ملامت کرد. البته معنای کنایی داشتن با کنایه زدن تفاوت دارد.
۴- کنایه ها اغلب جنبه ی پند و اندرزی ندارند ولی مثل ها اغلب دارای نصیحت و پند هستند چرا که حاوی نکات اخلاقی هستند.
۵- مثل ها ریشه، سرگذشت و داستان و قصه ی تاریخی در پیشینه ی خود دارند ولی کنایه ها ندارند.
۶- از کنایه ها مفهوم دور آن مور نظر است ولی در مثل ها اغلب مستقیم به معنی آن اشاره می شود.
۷- ممکن است در ساخت مثل، یکی از واژه های اصلی، کنایه باشد اما هیچ گاه کنایه به طور مستقیم مثل به شمار نمی آید.
۸- اغلب مثل ها موسیقی درونی و بیرونی رسایی دارند اما کنایات فاقد آن هستند و بصورت جمله ساده اند.

برگرفته از کانال adabiyate8@

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۲۹
روح اله دمیرچی

گروه اسمی چیست؟


به اسم های موجود در یک جمله گروه اسمی می گویند .


گروه چیست ؟ گروه در این جا به معنای اصطلاحی که تا کنون با آن سر و کار داشته اید نیست . یعنی مثلاً ما در زندگی خود تا زمانی که چند چیز در کنار هم قرار نگیرند ، به آن گروه نمی گوییم . مثلاً  ما به مجموع چند نفر گروه می گوییم . ولی هیچ گاه به یک نفر گروه نمی گوییم.


توجّه : گروه در زبان فارسی چنین معنایی ندارد . یعنی ما به یک کلمه ( اسم ) هم گروه می گوییم و به یک اسم با وابسته های آن نیز یک گروه می گوییم .


مثال : "  مداد " یک گروه اسمی است . " مداد مشکی" هم یک گروه اسمی است . " چهار مداد مشکی " هم یک گروه اسمی است .


توجّه : در هر گروه یک هسته وجود دارد و ممکن است یک یا چند وابسته نیز وجود داشته باشد .پس وجود هسته اجباری و لازم و وجود وابسته اختیاری است .


چگونه یک گروه اسمی را در جمله تشخیص دهیم ؟


به این جمله دقت کنید :

من برای خرید کفش به بازار رفتم .

سوال : به نظر شما چند گروه اسمی در این جمله هست ؟

پاسخ : ۳ گروه

۱- من      ۲- خرید کفش    ۳- بازار

من ، نهاد است و نهاد همیشه یک گروه اسمی است .

خرید کفش ، پس از حرف اضافه ی " برای " قرار گرفته و متمم است . که "خرید " در این جا هسته و "کفش " وابسته است. 

بازار ، پس از حرف اضافه ی " به " قرار گرفته و متمم است .


می دانیم که متمم ها همیشه اسم هستند . در کل کلماتی که در نقش های مختلف ( متمم ـ مفعول ـ قید ـ مسند ) قرار می گیرند ، اسم هستند .پس شما اگر بتوانید نقش ها را تشخیص دهید گروه ها را هم تشخیص داده اید . حال چگونه هسته و وابسته را از هم تشخیص دهیم .


۱- خرید کتاب : اگر کلماتی را دیدید که با کسره به کلمه ی پس از خود متصل می شوند ، هسته هستند .

یعنی در یک گروه اولین اسمی که کسره می گیرد " هسته " و بقیه ی کلمات وابسته هستند .

مثال : در گروه " مداد مشکی من " مداد ، هسته و بقیه ی کلمات وابسته هستند . مشکی وابسته و من وابسته ی وابسته است .

در گروههایی که کلمات به هم اضافه نشده اند، آخرین کلمه، هسته گروه است.

مثال:  هر دو مداد 

هسته: مداد


سوال : در گروه " این خانه ی بزرگ " هسته و وابسته را مشخص کنید ؟

پاسخ : هسته ←خانه      وابسته ی پیشین ←این       وابسته ی پسین ← بزرگ


نتیجه : پس وابسته ها پیش یا پس از اسم قرار می گیرند . از همین رو زبان شناسان وابسته های را به دو گروه تقسیم می کنند .

۱- وابسته های پیشین  

۲- وابسته های پسین

#تمرین۱

🔒 در جمله زیر ابتدا گروههای اسمی را مشخص کنید سپس هسته و وابسته ها را بنویسید.

🔹'' آن روز ز عمر خویش مشمار.''

🔑 در جمله بالا ''تو'' نهاد محذوف است

     آن روز⬅ گروه مفعولی

     ز عمر خویش⬅ گروه متممی

✔ ''ز'' حرف اضافه است. (جزو گروه اسمی محسوب نمی کنیم)

✔ مشمار: فعل است. (فعل یا گروه فعلی جزو گروه اسمی نیست)

🔐 ۱- روز: هسته      آن: وابسته پیشین

   ۲- عمر: هسته   خویش: وابسته پسین


#تمرین۲

🔒 در گروههای اسمی، هسته و وابسته ها را مشخص کنید.

🔹 ''تصور همه از آینده، یک زندگی آرمانی و منطقی است.''

🔑 آرمانی: مضاف الیه است و 'منطقی' هم بوسیله حرف عطف ''و'' مضاف الیه زندگی شده است.


🔐 ؟؟؟؟؟

----------------------------------------------------------

#هسته  #وابسته

چگونه هسته ی گروه اسمی را تشخیص دهیم ؟

در ابتدا باید شکل های مختلف گروه های اسمی را بشناسیم وبدانیم که

گروه های اسمی به شکلهای زیر می آیند:


1-گروه اسمی یک کلمه ای

(در چنین حالتی مشکلی نیست همان کلمه، هسته است)

بهنام، کتاب خانه را تمیز کرد.   (هریک از نقشهای نهاد و مفعول و متمم یک گروه اسمی هستند.)

2-گروه اسمی ای که فقط وابسته پیشین دارد (در این حالت، کلمه ی آخر گروه را هسته بگیرید.)

نمونه :

این گل       آن دو کبوتر     هر چهار دانش آموز     بهترین معلم


3-گروه اسمی، فقط وابسته ی پسین داشته باشد. (در این حالت، اولین کلمه ی گروه اسمی که کسره یا نقش نما دارد را هسته بگیرید)

مانند: خداوند بخشنده مهربان

4-گروه اسمی هم وابسته ی پیشین دارد هم وابسته ی پسین. (در این حالت،

اولین کلمه ای  که (کسره یا ی) دارد را هسته بگیرید.

نمونه :

هر پنج خیابان شهر ما

خیابان :هسته است

هر : وابسته پیشین و صفت مبهم

پنج :  وابسته ی پیشین و صفت شمارشی

شهر : وابسته ی پسین و مضاف الیه

ما :وابسته ی پسین و مضاف الیه دوم

نمونه۲: این دو آهوی زیبا

دانش آموزان عزیز در این حالت، یادتان باشد که اولین واژه ی کسره دار هسته است. واژه های کسره دار دوم، سوم وچهارم همه را وابسته ی پسین بگیرید.

🌹نکته ۱:

همیشه هسته ی گروه اسمی یک اسم نیست بعضی مواقع، هسته ی گروه اسمی از نظر نوع کلمه، صفت است که جای یک اسم نشسته است.

نمونه :

هر پنج نویسنده ی نامی کشور

نویسنده (صفت است) هسته ی گروه اسمی.


🌹نکته ۲:

اغلب مواقع، گروه اسمی یک هسته دارد اما استثنا هم وجود دارد.

بعضی موقع یک گروه اسمی، چند هسته دارد.

نمونه :

پدر، مادر مهربان من

پدر:هسته

مادر: هسته    مهربان: وابسته پدر و مادر     من: وابسته(مضاف الیه پدر و مادر)

نمونه:

زنان، دختران ، پسران دلیر ایران

زن و دختر و پسر :هسته

ان و دلیر وایران( وابسته پسین)


برگرفته از کانال adabiyate8@

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۰۲
روح اله دمیرچی


هر گروه اسمی از  یک اسم به عنوان هسته درست می شود که می تواند یک یا چند وابسته  در پیش یا پس از خود بگیرد . ساختمان گروه اسمی را می توان این گونه نشان داد:

(وابسته پیشین ) +هسته +( وابسته پسین)

 مثال: (این)        کتاب      (خواندنی)

پرانتز علامت اختیاری بودن است و عنصر بیرون پرانتز اجباری است ؛ به عبارت دیگر اسم وابسته هم نگیرد باز هم گروه اسمی است چون بالقوه می توان برای اسم ، وابسته  یا وابسته های متعدد آورد .

هسته، مهمترین جزء گروه اسمی است .

هسته ی گروه اسمی، اسم است یا هرچه در حکم اسم باشد . ملاک تشخیص هسته ،اضافه است که به طریق زیر عمل می کند:

1.     وابسته های پیشین به یکدیگر اضافه نمی شوند و در بین آن ها و هسته نیز اضافه وجود ندارد : این دو کتاب

2.     اولین کلمه (اسمی) که نقش نمای اضافه (کسره) می گیرد ، هسته است: کتاب ِ خواندنی

3.     عناصری که پس از هسته قرار می گیرند، وابسته های پسین هستند که بعد از کسره به یکدیگر اضافه می شوند:

کتاب ِ خوب ِ من

در دو مورد زیر وابسته ی پسین بدون نقش نمای اضافه بعد از هسته قرار می گیرد :

الف) نشانه ی نکره : انسانی شریف

شریف وابسته پسین است.

ب) علامتهای جمع "ها" و "ان" که بدون کسره به هسته اضافه می شوند: درختان سبز .

درخت: هسته    ان: وابسته پسین    سبز: وابسته پسین

حداکثر سه وابسته ی پیشین می تواند پشت سرهم پیش از هسته قرار گیرد: همین دو حاج خانم محترم

نکته ی (1): وابسته های پیشین عبارتند از:

صفت اشاره: این – آن – همین – همان – چنین – چنان - ...

صفت مبهم: هر – همه – هیچ – دیگر – فلان – چند - ...

صفت پرسشی: کدام – چه – چند - ...

صفت تعجبی: عجب – چه - ...

صفت شمارشی: (یک – دو - ...) (یکمین – دومین - ...)

صفت عالی: صفت + ترین: بزرگترین، بهترین

شاخص: القاب و عناوین: دکتر، مهندس، حاج

مضاف الیه ها

صفت بیانی: صفت ساده- صفت فاعلی – مفعولی – لیاقت – نسبی و ...

علائم جمع: ها – ان – ون – ین – ات - «ی» نکره

صفت شمارشی: یکم – دوم – سوم - ...

نکته ی (2): وابسته های پیشین (قبل از هسته) و وابسته های پسین (بعد از هسته) مطرح شده به شرطی وابسته اند که همراه هسته باشند. 

نکته ی (3): مضاف الیه، علائم جمع و «ی» نکره بدون هیچ شرطی وابسته ی پسین هستند چرا که همیشه به همراه هسته می آیند.

نکته ی (4): «چند» هم می تواند صفت مبهم باشد(مثال: چند نفر را دیدم) . هم می تواند پرسشی باشد(مثال: چند کتاب خریدی؟)

نکته ی (5): «چه» هم می تواند صفت تعجبی باشد(مثال: چه فیلم جالبی!) و هم می تواند صفت پرسشی باشد(مثال: چه خبر؟)

نکته ی (6): صفات شمارشی«یک – دو – سه - ...» را صفات شمارشی اصلی گویند.

صفات شمارشی«یکمین – دومین – سومین - ...» را صفات شمارشی ترتیبی نوع 1 گویند.

صفات شمارشی«یکم – دوم – سوم - ...» را صفات شمارشی ترتیبی نوع 2 گویند.

نکته ی (7): از میان همه ی انواع «ی» فقط «ی» نکره وابسته ی پسین است ودیگر انواع «ی» وابسته ی اسم محسوب نمی شوند. هم چنین علامت جمع وابسته ی پسین است و آن را جزء هسته نگیرید.

نکته ی (8): عناوین و القاب مانند: آقا، خانم، دکتر، مهندس، پروفسور، سیّد، علامه، استاد، شهید، حاج آقا، سرکار، سرهنگ، دایی، عمه، خاله، کدخدا و ... به شرطی شاخص هستن که بعدشان هسته بیاید و بعدشان کسره نیاید.(البته این شرط برای بقیه ی وابسته های پیشین هم صادق است.)

مثال: او دکتر است. / او دکتر قلب است/ او دکتر حسینی است/

           مسند                               مسند           شاخص

او کیف دکتر را برداشت / او خانه ی دکتر حسینی را بلد نبود/

          مضاف الیه                                        شاخص

نکته ی (9): صفت های بیانی عبارتند از:

-        صفت فاعلی:

بن مضارع +  نده: گوینده، رونده، آیند، ...

بن مضارع + ان: خندان، خرامان، روان، ...

بن مضارع + ا: روا، زیبا، گویا، ...

-        صفت مفعولی: بن ماضی + ه: گفته، دیده، رفته، ...

-        صفت لیاقت: مصدر + ی: دیدنی، شنیدنی، خوردنی، ...

-        صفت نسبی: اسم + پسوند نسبت: ادبی، زرّین، سیمینه، تلفن چی، مردانه، جسمانی، ...

-        صفت های عادی(ساده): خوب، زشت، خوش رنگ، ...

نکته ی (10): هسته ی گروه اسمی اولین اسمی است که در گروه اسمی کسره دارد.   (به جز یک استثناء که در نکته ی 12 به آن اشاره می کنیم).

مثال: در گروه زیر هسته چیست و وابسته های پیشین و پسین کدامند؟

«همین دو ماهی بزرگ قزل آلای رودخانه»

هسته: ماهی (اولین واژه ای که کسره دارد)

وابسته های پیشین: همین(صفت اشاره) – دو(صفت شمارشی)

وابست های پسین: بزرگ(صفت بیانی) – قزل آلا(مضاف الیه) – رودخانه(مضاف الیه)

نکته ی (11): اگر هیچ کلمه ای در گروه اسمی کسره نگیرد آخرین کلمه، هسته است.

مثال: کدام دو میز؟

هسته: میز

نکته ی (12): استثنای نکته ی 10، صفتِ مبهم «همه، تمام، کل» است. اگر «همه» کسره هم بگیرد، صفت مبهم و وابسته ی پیشین است.

مثال: «همه ی دانش آموزان»

هسته: دانش آموز

وابسته ی پیشین: همه(صفت مبهم)/ وابسته ی پسین: ان(علامت جمع)/

*    لازم به ذکر است که بعضی اعتقاد دارند در چنین ترکیباتی «همه» چون کسره دارد هسته است و   «دانش آموز» وابسته ی پسین و مضاف الیه؛ اما نظر کنکور سراسری همان است که در نکته ی 12 مطرح شده است و کنکور سراسری «همه» را در چنین ترکیباتی «صفت مبهم» به حساب آورده است. کافی است مراجعه کنید به سؤال 11 کنکور سراسری سال 84 رشته ی هنر و سؤال 13 کنکور سراسری سال 85 رشته ی زبان(ما این دو سؤال را در قسمت تست های این بخش آورده ایم.)

نکته ی (13): دو صفت مبهم «دیگر و چند» می توانند پس از هسته هم بیایند.

مثال: دیگر کتاب = کتاب دیگر / چند کار = کاری چند

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۶ ، ۱۱:۳۶
روح اله دمیرچی

واج_آرایی (نغمه حروف)

همانگونه که از اسمش پیداست واج آرایی آراستن سخن است با واج.


اول از هر چیز باید بدانیم که واج چیست؟

 واج کوچکترین واحد سخن است و در واقع همان حروف الفبا است. واج دو قسم دارد.

۱ـ صامت: بی صداها مثل ب.پ.ت.ث...

۲ـ مصوت: صدا دارها (مصوت از صوت میاد) مثل آ، او، ای  ـُــِـــَـ


و اما واج آرایی(نغمه حروف) که از آرایه های گوشنواز ادب فارسی است و لطافت و زیبایی خاصی به نظم و نثر می دهد:


واج آرایی: تکرار یک واج ( صامت و یا مصوت) در کلمات یک مصرع ، بیت یا هرگونه عبارتی به گونه ای که به وجود آورنده ی موسیقی درونی و آهنگ در سخن شود و بر تاثیر آن بیفزاید را واج آرایی یا نغمه حروف می نامند . 


شرط اصلی برای ایجاد واج آرایی این است که تکرار صامت یا مصوت بیشتر از ۳ بار صورت بگیرد آن هم در فاصله ی نزدیک زیرا ممکن است در یک بیت ، یک حرف حتی بیش از ۳ بار هم تکرار شده باشد ولی چون مشهود نیست واج آرایی را پدید نمی آورد. بنابراین ملاک اصلی "لذت شنیداری" از تکرار آن واج است.


نمونه هایی از واج آرایی را در بیتهای زیر ببینید.👇 


رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار

دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود

(واج آرایی با تکرار صامت /س/)


خیزید و خز آرید که هنگام خزان است

باد خنک از جانب خوارزم وزان است


(واج آرایی با تکرار صامتهای /خ/ و /ز/)

این دو حرف به زیبایی بیانگر خش خش برگها و صدای باد در خزان می باشد.


قابل ذکر است که واج تکرار شونده می تواند صامت یا مصوت باشد. برای مثال:


خوابِ نوشینِ بامدادِ رحیل

بازدارد پیاده را ز سبیل


همان طور که مشاهده می کنید تکرار مصوت کوتاه «اِ» در این مصراع تکامل بخش موسیقی درونی شده است.


جان بی جمال جانان میل جنان ندارد

هرکس که این ندارد حقا که آن ندارد


ـ تکرار مصوت آ (۱۰بار) و صامت ج ( ۴بار)


خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد

که تا زخال تو خاکم شود عبیر آمیز


قیامت قامت و قامت قیامت

قیامت می کند این قد و قامت


بر او راست خم کرد و چپ کرد راست

خروش از خم چرخ چاچی بخاست


نکته: واج آرایی با آرایه تکرار فرق دارد.

واج آرایی تکرار واج است اما آرایه تکرار، تکرار یک کلمه است.


۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۴:۰۶
روح اله دمیرچی