آینه ادب

آموزش زبان و ادبیات فارسی

آموزش زبان و ادبیات فارسی

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب

۲ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

ضَمیر کلمه ای است که به جای اسم می آید و از تکرار آن اسم در جمله جلوگیری می کند. مثلاً به جای آنکه بگوییم «پرویز را دیدم و به پرویز گفتم: تولد پرویز مبارک»، می‌گوییم «پرویز را دیدم و به او گفتم: تولدت مبارک».

یا به جای « کتاب فارسی را کامل خواندم و مطالب کتاب فارسی را یادگرفتم.» می گوییم: «کتاب فارسی را خواندم و مطالب آن را یادگرفتم.»

مرجع ضمیر چیست؟

مرجع به معنی محل بازگشت است و مرجع ضمیر، کلمه ایست که ضمیر به آن برمی گردد. به زبان ساده تر، کلمه یا کلمه‌هایی که به‌جای آن‌ها ضمیر می آوریم، «مرجع ضمیر» نامیده می‌‌شوند.

مانند « احسان دوستش را دید و با او به باشگاه رفت.» دوستش مرجع ضمیر است که ضمیر او به جای آن آمده است.

ضمیرها معمولاً از نظر شخص و شمار با مرجع ضمیر مطابقت دارند. «احسان بهنام و دوستش را دید و با آنها به باشگاه رفت.» ضمیر و مرجع ضمیر هر دو جمع هستند.

ضمیر گسسته و پیوسته

ضمیرهای شخصی به دو دسته ضمیر گسسته (جدا) و ضمیر پیوسته (متصل) تقسیم می شوند.

ضمیر گسسته بصورت تنها یا جدا به کار میرود یعنی به کلمات دیگر نمی چسبد اما ضمیر پیوسته به کلمه قبل از خود می چسبد. مانند: شما وسایلتان را جمع کنید. «شما» ضمیر گسسته و «تان» ضمیر پیوسته است.

جدول زیر نشان‌دهندهٔ همهٔ ضمایر شخصی فارسی (گسسته و پیوسته) است.

ضمایر شخصی گسسته پیوسته
مفرد جمع مفرد جمع
اول شخص من ما ـَ م ـِ مان
دوم شخص تو شما ـَ ت ـِ تان
سوم شخص او آنها/ایشان ـَ ش ـِ شان
  • در برخی مواقع، برای احترام به مخاطب، به‌جای ضمیر مفرد «تو / ـَ ت» از ضمیر جمع «شما / تان» استفاده می‌شود. مانند: «مادر جان! شما تشریف بیارید، قدمتان به روی چشم.»
  • همچنین برای احترام ممکن است به‌جای «او / ـَ ش» از ضمیرهای «ایشان / شان» استفاده شود. مانند: آقای محمدی و شخصیتشان بسیار قابل احترام است، ایشان استاد بنده هستند.

گاهی نیز به جای «او» ضمیر سوم شخص مفرد «وی» می‌آید. در زبان پهلوی (پارسی میانه) «وی» برای حالت مفعولی و «او» برای حالت فاعلی به کار می‌رفت. (البته در متون متاخر پهلوی این امر رعایت نمی‌شود).

ضمایر فارسی دارای هشت گونه‌اند: ضمیر شخصی، مشترک، اشاره، پرسشی، مبهم، تعجّبی، شمارشی، ملکی (اختصاصی)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۵۹
روح اله دمیرچی

اجزای تشکیل دهنده فعل:

فعل در زبان فارسی دارای دو بخش بن و شناسه است.

بن به معنی ریشه و اصل و اساس است. هر فعل دارای دو بن است:

۱- بن ماضی: برای ساختن فعل در زمان گذشته و آینده به کار می رود.

۲- بن مضارع: در ساخت فعل های زمان حال و فعل های امری به کار می رود.

نکته: البته بن فعل در ساخت همه مصدرها و بعضی اسم ها و صفت ها و قیدها نیز وجود دارد مانند: داشتن، دارایی، دیدار، بینا، بینش، آموزگار، آموزش، آموزه، ساختمان، ساختار، سازه، دوان دوان (قید) و ...

بنِ فعل جزء ثابت و تغییر ناپذیر در ساخت فعل هاست و دربردارنده مفهوم و پیام اصلی فعل است. مانند "ساخت" در فعل ساختیم یا "ساز" در می سازیم.

 شناسه جزء تغییر پذیر فعل است و بیان‌کنندهٔ شخص و مفرد و جمع بودن فعل. 

به‌عنوان مثال، «یم» در ساختیم نشان دهنده اول شخص جمع یعنی "ما" است.

آسان ترین راه پیدا کردن بن ماضی:

برای رسیدن به بن ماضیِ فعل در زبان فارسی، بهتر است که ابتدا مصدر فعل مورد نظر را در نظر بگیریم سپس «ن» مصدری را به‌ همراه حرکت آن از آخر مصدر حذف کنیم آنچه می ماند بن ماضی است.

نمونه:

  • خواندن: خواند
  • دیدن: دید
  • رفتن: رفت
  • زدن: زد
نکته: مصدر به کلماتی گفته می شود که مانند فعل مفهوم انجام کار یا حالتی را نشان می دهد ولی شخص یا زمان ندارد.  علامت مصدر «ــَ ن» است که حرف پایانی مصدر است. مانند: دیدن، شنیدن، آمدن، باز کردن، برگشتن

بنابراین برای پیدا کردن بن ماضی از فرمول زیر استفاده می کنیم:
فعل مورد نظر--->  مصدر ---> حذف ن = بن ماضی

پس فعل جمله داده شده را در نظر می گیریم و از خود این سوال را می پرسیم "چه عملی انجام شده؟ "
جواب سوال همان مصدر است که آخر آن دارای "ن" است، "ن" را حذف می کنیم و بن ماضی بدست می آید. 
مانند: 
برگشتیم ---> عمل برگشتن ---> حذف ن = برگشت
دیده بودی ---> عمل دیدن ---> حذف ن= دید
می آیم---> عمل آمدن ---> حذف ن = آمد
خواهد گفت ---> عمل گفتن ---> حذف ن = گفت

راه پیدا کردن بن مضارع:
 برای پیدا کردن بن مضارع ، فعل را به صورت امر در آورید و سپس حرف «ب» را از اول فعل امر بردارید ، آن چه باقی می ماند، بن مضارع است . پس بن مضارع شکلی از فعل امر است که حرف «ب» از ابتدای آن حذف شده است.
مانند:
می نویسید ---> شکل امری ---> بنویس ---> حذف ب = نویس
بسازد ---> شکل امری ---> بساز ---> حذف ب = ساز
دارم می بینم ---> شکل امری ---> ببین ---> حذف ب = بین

پس فعل امر بدون حرف«ب» می شود بن مضارع 

مثل : بخور = خور     بدار = دار (از مصدر داشتن)     بکار = کار

نکته:

در ساختن فعل امر از مصدر یا فعل هایی که با حرف «آ» شروع می شود بین «ب» و «آ» یک «ی» میانجی می آید که در ساختن بن مضارع از فعل امر این «ی» را نیز باید حذف کنید.

مانند:

آوردن ---> شکل امری ---> بیاور ---> حذف ب و ی = آور

می آموزند ---> بیاموز ---> حذف بی = آموز


۱۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۰۸:۵۶
روح اله دمیرچی